ميرزا حسين النوري الطبرسي
263
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
سيّد الشهدا عليه السّلام است كه خداى تعالى به عوض آن خدمت ، چند مكرمت به او عنايت فرمود كه يكى آنها ، بودن ائمّه است از ذرّيهء او . « 1 » و اين مطلب بر همهء مسلمين روشن و هويدا است كه سلسلهء متّصلهء ذريّهء آن جناب از حضرت سجّاد عليه السّلام تا امام حسن عسكرى عليه السّلام هر يك از علماى حلماى ، عاملين زاهدين صاحب كرامات و مقامات ، قابل خلافت و رياست عامّه بودهاند ؛ هر چند به ظاهر براى ايشان ميسّر نشد . گذشت در باب القاب در تفسير آيهء شريفهء وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً كه مراد از مظلوم ، آن حضرت است و وليّش مهدى عليه السّلام است كه منصور است و طلب خون او را خواهد كرد . حاكم در مستدرك « 2 » از چند طريق كه ابن حجر اعتراف كرده روايت نموده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جبرئيل نقل كرد كه خداى تعالى ، فرمود : « من كشتم به خون يحيى بن زكريا هفتاد هزار و به درستى كه من خواهم كشت به خون حسين بن على عليهما السّلام هفتاد هزار كس . » امّا رابعا : پس آن چه گفته كه در بودن آن جناب از فرزندان حسين عليه السّلام حجّتى نيست براى اماميّه كه مهدى بايد پسر امام حسن عسكرى عليه السّلام باشد ، راست گفته و لكن تا كنون احدى از عوام شيعه ، چه رسد به علماى ايشان ، به اين مطلب استدلال نكردهاند براى آن مدّعى ؛ بلكه براى ردّ قول آن كه گفته كه آن جناب ، از اولاد عباس يا امام حسن است كه چون در تعيين شخص آن جناب برآيند كه پدرش حضرت عسكرى عليه السّلام است از اين جهت آسوده باشند و حاشا علماى اماميّه كه به ادلّهء بىپا متمسّك شوند يا ايشان را به آنها حاجت افتد . اگر راست بود اين نسبت ، چرا قايل و كتاب آن را نشان نداد ؟ اين كارها شغل ايشان است كه به هر چيز بىپا ، متمسّك شوند و دليل براى مدّعى بزرگ قرار دهند و اگر سبب خروج از وضع كتاب
--> ( 1 ) . ر . ك : علل الشرايع ، ج 1 ، ص 208 ؛ الامالى ، شيخ صدوق ، ص 485 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 207 . ( 2 ) . المستدرك ، ج 2 ، ص 290 .